X
تبلیغات
هر جا که دیدی عاشقی به یاد من باش ...


هر جا که دیدی عاشقی به یاد من باش ...

روزای سخت نبودن با تو ، خلاء امید رو تجربه کردم

داغ دلم که بی تو تازه میشد ، تازه نفسم شد سایه ی سردم

تورو میدیدم از اونور ابرا که میخوای سرسری از من رد شی

آسمونو بی تو خط خطی کردم چجوری میتونی انقد بد شی ؟

سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

روزای سخت نبودن با تو دور نبودنت رو خط کشیدم

تازه میفهمم اشتباهم این بود : چهره ی عشقم رو غلط کشیدم

عشق تو دار و ندار دلم بود ، اومدی دار و ندارمو بردی

بیا سکوتتو بشکن و برگرد که هنوزم تو دل من نمردی

سکوت قلبتو بشکن و برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

نمیخوام مثل گذشته که رفتی دوباره آخر قصه همین شه

نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 11:27 بعد از ظهر توسط جوجو| |

سلام

چهار شنبه ی گذشته بالاخره آلبوم زیبای محسن یگانه با کلی ترانه قشنگ به بازار اومد

اینم ترانه ی رگ خواب که اسم آلبومش هم هست

فقط عزیزان توجه کنن که نظر یادشون نره که مدیون نشن

رگ خواب این دل تو دست تو بوده

ترک های قلبم شکست تو بوده

منو با یه لبخند به ابرا کشوندی

با یک قطره اشکت به آتیش نشوندی

مدارا نکردی با دلواپسیمو

ندیده گرفتی غم بی کسیمو

با این آرزویی که بی تو محاله

یه شب خواب آروم فقط یک خیاله

چقد حیفه این عشق همینجور هدر شه

یکی از من و تو بره دربدر شه

باید سر کنم با همین جای خالیت

حالا در نبودم بگو در چه حالی؟

مدارا نکردی با دلواپسیمو

ندیده گرفتی غم بی کسیمو

با این آرزویی که بی تو محاله

یه شب خواب آروم فقط یک خیاله

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط جوجو| |

 

سلام به همه

یه ترانه از مازیار فلاحی عزیز برای این پست آماده کردم

یا تشکر از بلاگ اشعار

مگه تو نگفته بودی عشقو زندگی قشنگه

ولی خب نگفته بودی که همش بی آب و رنگه

تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق می شی انگار

دل دریا رو گرفتی توی دستای سپیدار

مگه نرخ خوبی چنده ؟

 که تو برگای برنده

تو به این راحتی سوختی

مگه تو نگفته بودی؟

من تو دریای جنونت ، دل دادم به آسمونت

بادبونامو سپردم ، به نگاه مهربونت

گم شدم لو دل بارون ، با یه حال عاشقونه

تو گفتی نمی دونی ، پس بگو آخ کی می دونه

مگه نرخ خوبی چنده ؟

 که تو برگای برنده

تو به این راحتی سوختی

مگه تو نگفته بودی؟

مگه من دوست نداشتم؟مگه عاشقم نبودی؟

مگه آخرین بهانه واسه ی دلم نبودی؟

مثل گل مثل یه سایه ، مثل بی کران دریا

مثل یه حس عجیبی، توی صندوقچه ی رویا

من تو دریای جنونت ، دل دادم به آسمونت

بادبونامو سپردم ، به نگاه مهربونت

گم شدم لو دل بارون ، با یه حال عاشقونه

تو گفتی نمی دونی ، پس بگو آخ کی می دونه

مگه نرخ خوبی چنده ؟

 که تو برگای برنده

تو به این راحتی سوختی

نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط جوجو| |

میگن قصه ها یا یه وقتی و یه جایی اتفاق افتادن یا در آینده میوفتن

بعضی قصه ها همیشگی و عام هستن مثل قصه سفرـ عشق ـ جدایی ـ ...

اما هر آدمی راوی قصه منحصر به فرد خودشه

بعضی قصه ها رو باید برای بقیه تعریف کرد

بعضی هاشون رو باید تا ابد پیش خودت نگه داری

بعضی ها رو هم نگفته همه میدونن

مرافب باشیم تا جای قصه ها عوض نشه

چون اونوقت ...

نوشته شده در جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط جوجو| |


Design By : Night Skin