تبليغاتX
هر جا که دیدی عاشقی به یاد من باش ...

هر جا که دیدی عاشقی به یاد من باش ...

کابوس ها واقعی

توی پست قبلی به نکاتی اشاره کرده بودم که کم مونده بود به خاطرشون کتک بخورم!!!

اما مهم اینه که اونی که باید مطلبی رو از پست قبلیم میگرفت ، بالاخره متوجه اشتباهش شده

همیشه نمیشه مطلب رو مستقیم و بی پرده بیان کرد

زمانی که کسی نمیخواد بپذیره اشتباه کرده ، مثل اینه که به خاطر لجبازی با ماشینی که ترمز بریده چشم بسته با سرعت تو اتوبان حرکت کنه

گاهی برای نجات کسی باید خودت رو سپر کنی

خیلی بده که عادت کنی صبح که از خواب پا میشی تازه شروع کنی به کابوس دیدن

همیشه ترسناک ترین قسمت خوابی که آدم میبینه آخرین لحظات قبل از بیدار شدنه ، وقتی کابوس هات واقعی باشن هر لحظه که به زمان خوابیدن نزدیکتر میشی ، بیشتر احساس تنهایی و ترس میکنی

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت10:31 قبل از ظهرتوسط جوجو |
چرا شاد نیستی؟

راز هایی برای شاد زیستن :

*هروقت یه خط ثابت جدید خریدی ، گوشی همراه گرونتری خریدی ، کلی پول واسه لباسای جدیدت دادی،... وقتشه که دنبال یه مستاجر جدید واسه دلت باشی

*همیشه یکی رو داشته باش تا بتونی به خواسته هاش "نه" بگی تا عذاب وجدان نداشته باشی که نمیتونی در مقابل کسی مقاومت کنی

*کسی رو داشته باش تا به اندازه ی تموم کوتاه اومدنات واسه بقیه ، واسه اون تکبر کنی

*وجود کسی که تموم زندگیش باشی خوبه اما الزامی نداره که حتما تو زندگیه تو باشه

*انقدر اعتماد به نفس داشته باش که مطمئن باشی اگه گناه و اشتباهی مرتکب میشی تقصیر دیگرانه

*خاطره ها معمولا باعث ناراحتی میشن بنابراین یه گوشه کناری چالشون کن

*نذار که کسی اعتمادتو جلب کنه . هیچ کی به اندازه ی مرده ها قابل اعتماد نیست

*تمرین کن تا از قیچی که همراهته راحت بتونی واسه بریدن از هرکس و هرچیز استفاده کنی

( یه حرفه ای میگفت :" جرات کشیدن ماشه مهمتر از داشتن اسلحه است " )

*آشنایی با بعضی آدما ، اتفاق خوبیه اما اتفاق بهتر بریدن از نفر قبلیه

*نقطه ضعف طرفتو به روش نیار اما مدام با کنایه بهش بفهمون که نمیخوای به روش بیاری

*...

تموم این کارا رو که انجام دادی آدم شادی هستی اما نباید همه جا جار بزنی که چشم بخوری بنابراین یکم حس گرفتن هم به جذابیتت اضافه میکنه هم باعث میشه چشم نخوری

 

انجام دادن کارای بالا عرضه میخواد ، اما اگه مثل جوجو بی عرضه ای ، خجالت نکش . سرتو بالا بگیر و بگو :

تکیه گاه دل تنهام  شده غصه و غمهام

هرچند که جونی ندارم وایسام رو پاهام

پیشی دیشب یه شعر قشنگ برام فرستاد که مصرع آخرش خیلی برام جالب بود :

آوای باد انگار آوای خشکسالیست

بگذار تا بگویم تقدیر لا ابالیست

وقتی که قلب انسان مانند سنگ باشد

دنیا به این بزرگی یک کوزه ی سفالیست

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید

زیرا که زنده بودن هرلحظه احتمالیست

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت11:32 قبل از ظهرتوسط جوجو |
من مسافری غریبم

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره

میروم با کوله بار سرگذشت و خاطره

خسته ام از خستگی ها خسته از این لحظه ها

می شمارم لحظه ها را بر نمی آرم چرا؟

قصه های من غمگین اگه تلخه اگه شیرین

می روم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگین

هرجا میرم همه میگن یه غریبه اومده

نمی بینم همصدایی اینم از بخت بده

من پر امید اما دلم در التهابه

میرم که تا در غربتم نوری بتابه

ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن

میرم که تا پیدا کنم فردای روشن

تقدیم به همه ی کسایی که بودنشون مثل جوجو  فقط از پشت شیشه قشنگه

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت9:25 قبل از ظهرتوسط جوجو |
من و تو و خاطرات

دوتا چشمات دوتا دستات توی قلب خاطراته

سهم هرکی شده باشه چشم من یکی به راهه

این که از یاد تو رفتم اینکه خیلی وقته تنهام

اینکه تو اونور دنیا اینکه من اینور دنیام

اینکه توی آسمونت جرات پریدنم نیست

اینکه تو چشمای نازت دیگه شوق دیدنم نیست

من که از غصه میسوزم من که عاشقم هنوزم

اینکه میشنوم تو خوبی اینکه من برات میمیرم

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت10:29 بعد از ظهرتوسط جوجو |
روی سنگ قبر
سلام

یه مطلبی توی یه سایت دیدم که به نظرم جالب اومد چون هیچ ربطی به محتویات اون سایت نداشت

بر سر سنگ مزارم بنویس:

زیر این سنگ جوانی خفته است

با هزاران ای کاش
و دو چندان افسوس
که به هر لحظه عمرش گفته

بنویس:
این جوان بر اثر ضربه ی کاری مرده ...

نه بنویس:
این جوان در عطش دیدن یاری مرده ...


جلوی روز وفاتم بنویس:
روز قربانی شدن عاطفه در چشم نگار
روز پژمردن گل فصل بهار
روز اعدام جنون بر سر دار
روز خوشبختی یار

راستی شعر یادت نرود,روی سنگم بنویس:

ای گلهای فراموشی باغ,

مرگ از باغچه کوچکمان می گذرد داس به دست
و گلی چون لبخند میبرد از بر ما


بعضیا یادشون میره نظر بذارن

گفتن یادآوری کنم که بعدا وجدان درد نگیرن

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت7:46 بعد از ظهرتوسط جوجو |
راز گل

معشوقه ی من ای هستی من

دستاتو بذار تو دستای من

ای خوشگل من چشم روشن من

گرمیه دل و جون و تن من

وقتی  پیش تو ام آروم آرومم

از غم و غصه هام چیزی نمی دونم

یه جورایی یه حس خوبی بهم دست میده

انگاری که زیر نم نم بارونم

خیلی دوستت دارم میدونی

اینو از تو چشمام می خونی

وقتی نگاهت میکنم خودت

میفهمی میخوام که بمونی

هیشکی رو مثل تو نمی خوام

هرجایی بری منم میام

تموم دنیا یه طرف و

تو یه طرف من تورو میخوام

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت8:17 قبل از ظهرتوسط جوجو |
بازم یه آهنگ از لهراسبی
باز هم یه سوپر آهنگ از علی لهراسبی

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو میکنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره ؟ عصای رفتنم سسته ؟

کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟

خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه

از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه

من از تکرار بیزارم ازین لبخند پژمرده

ازین احساس یاسی که تورو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتاب رو

بگیر از چشمای کورم عصای کهنه ی خواب رو

چرا گریم نمیگیره مگه قلب من از سنگه؟

خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمیذاره

سر راه بهشت من درخت سیب میکاره

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت5:54 قبل از ظهرتوسط جوجو |
دیگه اشکی نمونده

دارم دق میکنم تحمل ندارم

 دیگه خسته شدم دارم کم میارم

دلم تنگ شده و دیگه نا ندارم

 همش فکر تو ام همش بی قرارم

دیگه اشکی برام نمونده که بخوام

 برات گریه کنم فدای تو چشام

دلم داره واسه تو پرپر میزنه

تو رفتی و هنوز خیالت با منه

بدون تو کجا برم کنار کی بشینم؟

تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم؟

تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده؟

به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده؟

بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم؟

تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم؟

به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم

تو که نیستی همش آرزو میکنم بمیرم

 

میدونی وقتی متوجه بشی برای کسی که برات همه چیزه هیچی نیستی چه حالی میشی؟

میدونی چه عذابی میکشی وقتی میبینی محرم سنگ صبورت نیستی؟

بازم باید بگی : خدایا شکر که از این بدتر نیست! 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت4:36 قبل از ظهرتوسط جوجو |

حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمیگیرم

دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم

باز، سرنوشت و انتهای آشنایی

باز، لحظه های غم انگیز جدایی

باز، لحظه های ناگزیر دل بریدن

بازم آخر راه و حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالم

تا منو ببخشی آخر تا دلت بسوزه کم کم

مثل آینه روبرومه حس با تو بودن من

دارم از دست تو میرم ، عاشقی کن منو نشکن

یه شعر توپ از استاد کاکایی با صدای گرم لهراسبی

واسه من خیلی دلنشینه این ترانه و آهنگ

امیدوارم که شما هم لذت ببرید

سوسک بشین الهی اگه نظر ندین

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت9:48 قبل از ظهرتوسط جوجو |
کاش میشد

کاش آن شب عشق هم مانند شهر

با تب و جنبش تو گویی قهر قهر

همچو چشم مست یارم غرق خواب

بی خبر از روشنای آفتاب

خفته بود و بی صدا در گوشه ای

مثل سایه در کنار کوچه ای

بی تحرک بی تفاوت می نشست

جای آنکه قلب عاشق را شکست

دل شکستن اسم شب تفسیر شد

این شکستن باعث تغییر شد

هرکه عاشق بود خونش ریختند

پیکرش بر دار عشق آویختند

هرکه عاشق بیشتر کشت و بسوخت

قلب های ساده و بی کینه سوخت

گوئیا معشوق مشهوری شدست

دل شکستن کار معمولی شدست

ای خدا  بزم بدان برهم بریز

بی وفایان  را کنون در هم بریز

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت8:24 قبل از ظهرتوسط جوجو |